سلام همسفر ِهمزبان ِ دور از دست

مرا شناخته ای؟ نام من به يادت هست؟

همان کسی که شبی در غزل طوافت کرد

و دل به پنجره ی آبی ضريحت بست

تو  با شکوه ترين بام آرزويی و من؟

: کبوتری که بر اين بام  با شکوه نشست

از اين شکوه تماشا نمی کند دورم

نه تيرهای شماتت نه سنگ های شکست

هوای کشته شدن از سرم نرفته هنوز

چگونه می شود اينجا به کشتگان پيوست؟

بجز صدای تو ما را نمی کند آرام

بجز شراب تو ما را نمی کند سرمست

/ 46 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
a_gh

برای چندمين بار خوندم و برای چندمين بار لذت بردم...

محسن استوار

تو با شکوه ترين بام آرزويی/ سلام خسته نباشيد/ ما ارادت ويژه داريم / وچقدر لذنت بردم از شعر زيباتون/ من هم به روزم سر بزنيد/ ضمنا هوای ما رو داشته باشيد همشهری و شاگرد آقای قديريان هستيم/ و از اون طريق باهاتون آشنا شدم/يا علی

فريبا (آتش)

سلام دوست محترم و گرانقدر، نميدانم زيبایی شعر تان را با کدام زبان وصف کنم، چندين بار خواندم و هر بار خواندنش لذت خاص خودش را داشت.(هوای کشته شدن از سرم نرفته هنوز ،،،، چگونه ميشود اينجا به کشتگان پيوست؟)زنده و جاودان باشيد

تبسم

سلام! عيدتان مبارک!سفربخير....بطور اتفاقی پيام شما را ديدم........دو بار بعد از آن مطلب نوشته ام......پدرم تشریف بردند. ولی هر جا هستند سلام می رسانند.منتظر غزل جدید هستیم.

ناصر

سلام بر حضرت معتمد.حالت به از اين باد برادر....

فريبا

تو چقدر خوب شعر مي گي ووو من شعراتون خيلي دوس دارم . راستي شما آي دي هم دارين ؟ اگه دارين مي شه اينجا بزارين ؟ ممنون ميشم .

راحله يار

سلام دوست گرانقدر! ازحضورتان درکلبه ام ممنون تان هستم. شادباشيد. راحله يار

zinat

سلام بر دوست / موفق باشيد /زينت

قلمدار

غرض عرض سلام و ارادت

رنگ مهتاب

سلام همسفر همزبان دور از دست/مرا شناخته ای نام من به يادت هست؟/از اينکه به ياد ما نيستيد ممنون در هر صورت من آپديت کردم...