آه از این حضور مختصر

ای شکوه آخرین سلام  از زبان آخرین نفر

و ای فروغ آخرین نگاه در غروب آخرین سفر

آن چه را خیال می کنم در غیاب چشم های تو

چارگوش سرد خانه ای ست از فروغ عشق بی خبر

سرنوشت من بدون تو سرد و بی صدا شکستن است

یا هنوز پیش من بمان یا شکسته ی مرا ببر

روح نازنین شهر را خستگی اسیر کرده است

نامه ها تمام بی جواب، حرف ها تمام بی اثر

از همان دمی که می روی کار من مرور کردن است

از خودم سوال می کنم :« راستی چه می شود اگر،

باغ ها دوباره بشکفند، شاخه ها دوباره گل دهند

بین چند روزنی که هست سر زند سپیده ی سحر؟»

با تو می توان امید داشت در رکاب عشق طی شوند

روزهای تلخ ناگزیر، راه های سخت ناگذر

ای درخت آرزوی من ای درخت آرزوی ما

عشق بار دیگر از کدام شاخه ی تو می دهد ثمر؟

در حصار تنگ تشنگی بار دادنت شگفت نیست

همچنان که سبز مانده ای در حصار این همه تبر

زخم عاشقی زبان نداشت یا اجازه ی بیان نداشت

ناتمام ماند حرف ما، آه ازاین حضور  مختصر  

 

 

/ 12 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عباس(دل منگه)

سلام همکار گرامی سال 77 شعری ازتون خواندم(رسوب کرده دلم درگناه ای باران)واون شعر هنوز در سالنامه م هستش خوشا به احساس تروبارانی تان .عباس کمارجی دبیر ادبیات منطقه سعداباد هستم گهگاهی تراوشاتی دارم خوشحال میشم ازوبلاگم دیدن کنیدودرباره شعرام نقداستادانه تون رو ببینم

مریم

سلام.اشعار خیلی زیبایی دارید.تشکر

حسام محمدی

سلام دوست عزیز با وبلاگ"قلم عریان" در نخستین پایتخت ایران زمین- همدان- به "مکتب ادبی اصالت کلمه" و دوستان "عریانیست" پیوستم. منتظر حضور و نقد و نظرات شما هستم. با سپاس

راحله سادات حسینی

با تو می توان امید داشت در رکاب عشق طی شوند روزهای تلخ ناگزیر، راه های سخت ناگذر

رها شبانکاره

درود بر شما. وبلاگتون عالیه. من یکی از شاعرای بوشهرم.استاد لطفا منو لینک کنید و به وبلاگم سری بزنید. منتظرم. بدرود.

رها شبانکاره

درود بر شما. به روزم با یک شعر کوتاه به نام "دلم بوسه میخواهد" منتظر حضورتان هستم. نظر یادتون نره. با سپاس : رها

صادق از بجنورد

سلام من جوان بی تجربه ام مزاحم شدم بگم با دو رباعی به روزم منتظر انتقادهاتون هستم... با تشکر

تبسم

سلام و عرض ارادت فراوان

ا.دهقان

بسیار زیبا بود