پشت ديوار همين خانه بيا جار بزن

در اگر باز نشد سنگ به ديوار بزن

اندکی جرعه بيفشان و ببر خواب مرا

آب بر چشم تب آلوده تکرار بزن

روبرويم بنشين از سخن عشق بگو

حرف از اين گمشده گنبد دوار بزن

بين ما حرفی اگر نيست سکوت اما نه

زخمه ای هست بنا بر گله بگذار بزن

حرفها را همه بی دغدغه يکبار بگو

زخمها را همه بی واهمه يکبار بزن

من اگر بانگ زدم هيچ نگو باز بگو

من اگر داد زدم دست نگهدار ، بزن

سالها از سر لج سار تو را سنگ زدم

از سر لج بنشين سنگ مرا سار بزن

روز حتی همه بخت مرا تار ببين

يک غزل با شب تنهايی من تار بزن

از به تنگ آمدن حوصله بسيار بگو

حرف از کم شدن فاصله بسيار بزن

من تو را می طلبم خوبترين با همه ات

تو مرا دور مکن از شب پر زمزمه ات

 

/ 8 نظر / 10 بازدید
سرخ وحشی

گفتی از عشق بخوان....شعر بگو...! ...شرح حالی دگر است... گاه می جوشد و گاه...به همات زيبائی...زير خاکستر رخوت زده خاموشی است...!.....

قاصدک سوخته

سلام . ببين عزيز من خيلی گفته ام که به شعرتان علاقه مندم اکنون نيز جز تکرار چيزي ندارم . اما يه اعتراض به اين غزلتون دارم . يادمه بزرگی می گفت که در صد قابل توجهی از غزل به ضربه بيت آخر است . ضمنا خودم فکر می کنم وقتی شکستن قالب غزل در بيت آخر غزل صورت می گيرد اون بيت بايد کولاکی برای کردن داشته باشد تا بتواند خواننده طرفدار غزل را قانع کند . در پايان اين غزل من قانع نشدم . با اين حال گواهی می دهم که در تمام لحظات ديگر غزلت زندگی کردم .

نيروانا

آقای معتمد عزيز.لطف کردين لينک منو برداشتيد مهم نيست.من شما را نميشناختم و بخاطر دوستتان که برام قابل احترام هستند به شما اعتماد کردم و پسورد وبلاگم را دادم تا تگ ها را از آنجا کپی پيست کنيد.(در صورتی که شما بايد پسوردتان را می داديد.کاری که همه ميکنند و شما گويا به بنده اعتماد نداشتيد!!!!!) حالا برادر من جوابش اين بود که وبلاگ منو ديلت کنيد؟؟!!!مگه من آن وبلاگ را اختصاصی برای تمپلت شما ساخته بودم عزيز من؟؟!متاسفم.جدا ...

kkkkkk

استاد هنگ كرده اي انگار بروزش كن . گوگولي مگولي

بچه هاي آصف

رضاجان سلام ، سايت زيبايت را زيارت کرديم، واقعا لذت برديم، غزل بارونمون کردی ،‌ اميدوارم هميشه شاعر بمانی و به طرز شگفت انگيزی موفق باشی