سلام بر حسین

آن شور شگفتی که سرت را به نی انداخت

هنگامه ی بنیان کنی از عشق، پی انداخت

هم دود و دمار از ستم شام بر آورد

هم گرد فنا در هوس «ُملک ری» انداخت

خصم آمده بود آه تو را جشن بگیرد

آه تو عزا در همه ی جشن وی انداخت

آتش زده ام در همه ی بال و پر خویش

در جان من این ولوله را عشق، کی انداخت؟

از لحظه ی آتش زدن خیمه ی سبزت

آن لحظه که غم زلزله «فی کلِّ شی» انداخت

نامت می گلگون حقیقت طلبان است

ماه تو گذار لب ما را به می انداخت

گرم است دلم گرچه زمستان غریبی است

این بار محرّم سفرش را به «دی» انداخت

/ 22 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غریبه آشنا

سلام . به به . پس به روز شدید ؟! بی تعارف شعر زیباییست . گاهی از بس شعر ساده و بی ذوق می شنوم از هر چه شعر است خسته می شوم ولی ...

محسن

سلام آقای معتمد. بسیار عالی بود. یا علی

ساعت 16

سلام. لذت بخش مثل مجموعه "از درک آبی ها فراتر". خوشحالم که در دنیای مجازی هم می شه از اشعارتون حظ برد.

ح - منصور نژاد

غزل زیبایی است. از جهات گوناگون . غم نان اجازت دهد پاکنویس می کنم چیزی که نوشته ام راجع به در حسرت لیلی و شاید بشود اشاره ی کنم به این نیز و پاره ای از اشعار دیگرت .

فرهنگیان

به نام خداوند جان و خرد فراخوان برای اجرای نظام هماهنگ فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند سال­هاست، دغدغه ی اصلی ما وشما اجرای قانونی است که مسئولان بارها و بارها وعده داده بودند با اجرای کامل آن تبعیض­ها به حداقل رسیده و مشکلات معیشتی معلمان به طور جدی برطرف خواهد شد . گزارشی مختصر از وعده های تحقق نیافته در سالهای اخیر : در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان ، حداد عادل رئیس مجلس هفتم در سال 83 ، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به مجلس ظرف دوماه سخن گفت !! البته در مهلت مذکور هیچ اتفاقی رخ نداد . وی همچنین تاکید کرده بود با هر مسئولی که از مصوبات مجلس درباره فرهنگیان تبعیت نکند برخورد جدی خواهیم کرد ! پس از دو سال تعلل از این وعده ، درسال 85 زمانی که مجلس هفتم مراحل نهایی تصویب لایحه را می­گذراند، این بار نامه معاون اول رئیس جمهور برای استرداد آن منتشر گردید که موجب واکنش به موقع معلمان ایران شد و با حضور جمعیت­های فرهنگی در مقابل مجلس که بعضاً تعداد آن­ها حدود 30 هزار نفر تخمین زده می­شد دولت ناچار شد درخواست خود را پس بگیرد . در

مجيد عابدي

سلام استاد عزيز......... براي نوشتن اين آمدم كه بگويم" غزل را فرستادم به مهمانخانه ي پيغام...." اما حالي حسابي هم با هندسه هاي كلام رضاي عزيز دست داد....

سعید نصاریوسفی

در جان من این ولوله را عشق .. خواندمت رفیق .تماس گرفتم نبودید چنانچه ویزه نامه نوروز داشتید خبر کن برایت مطلب بفرستم

حسین میدری

سلام زلال اندیش ژرف احساس! سلامی از کرانه ی پر ترانه ی خلیج پارسیان پارسا.. درود بر وب زیبا و قلم شیوایتان..شما را به لینک دوستان افزودم، "یک ساحل پر از شعر" با پنج دوبیتی بروز است و چشم براه گامهای مهربانانه و نظرات ارزشمند شما...