به نام آفريننده ی سخن

 

                        برای يک سالگی شهر غزل

امروز نوزدهم مهر ماه است . شهر غزل امروز يک ساله شد. پارسال در چنين روزی وقتی اولين بار وارد دنيای وبلاگ نويسی شدم ، گمان نمی کردم اين دنيای مجازی اين قدر جذاب و در عين حال مفيد و پر برکت باشد. زيبا ترين بخش اين دنيا برای من يافتن دوستان و هم زبانان عزيزی بود که امروز پس از گذشت دوازده ماه با اکثر آنان قرابت صميمانه ای را حس می کنم . هر چند برخی از آنان هزاران فرسنگ از من دورند. و نيز از همين مسير بود که توانستم دوستان و ياران قديم و دور افتاده را ديگر بار باز يابم. خواندن شعرهای زيبا و نثرهای جذاب و ارزشمند از دوستان مختلف و متعدد از ديگر برکات دنيای وبلاگ نويسی  برای من بوده است. از همين رو گمان نمی کنم عيب باشد که به خودم به خاطر يکساله شدن  شهر غزل مبارکباد بگويم !

 از همه ی دوستانم نيز که بزرگوارانه در اين يکسال همراه من بودند و با  پيام های دوستانه و کريمانه و مشفقانه همراهيم کردند، سپاسگزاری می کنم . اميدوارم که اين همراهی زيبا همچنان تداوم داشته باشد.

در يک سالگی شهر غزل، غزلی تقديم آستان همه ی دوستان می کنم.

در کتاب آمده است از تو چه پنهان نامت

حکم شد برلب من زمزمه ی پيغامت

يک شب از حادثه پر بودم و از خود خالی

در همان لحظه خدا کرد به من الهامت

ناگهان پنجره ای وا شد و بادی پيچيد

کردم از سمت همان پنجره استشمامت

گفتم آهوی تو در دام من افتد اما

عشق انداخته آهوی مرا در دامت

چشم در چشم من  ای کاش بدوزی تا باز

گم شوم در اقيانوس ترين آرامت

ابر تقدير تو بر برکه ی من باريده است

متلاطم شدم از بارش بی هنگامت

/ 32 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همايش

همايش دالكي هاي مقيم برازجان همزمان با ميلاد امام حسن مجتبي ع - ۱۵ رمضان پس از صرف افطاري در مسجد امام حسين برگزار مي گردد/ حضور شما را گرامي مي داريم

range mahtab

سلام جناب معتمد من به روزم خوشحال ميشم سر بزنيد

Rahela Yar

سلام به جناب محترم رضامعتمد! از حضور شما گرانقدر درکلبه ام وپیام پرمحبت تان جهانی سپاسگزارم. شاد باشيد. راحله يار

mojeer

سلام و عرض ارادت ... خيلی ممنون از نظر ارزشمند تان جناب معتمد... شما بزرگواری کنيد و در سايت های ما بياييد تا از ديدگاه های زيبای تان استفاده کنيم...... در جريان سرودن اين مثنوی غزل وضع روانی من جدا خراب بود که در نتيجه تاثير تلخ آنرا ديدم ...به اميد ديدار

ghazveh

رضای معتمد عزيز ! يک سالگی ات مبارک نازی! يادت نرود روز جمعه ساعت ۴ در تهران حوزه هنری باشی .از آنجا می رويم ... به خليل گفتم تو را خبر کند. پيغام بگذار. يا تلفن کن. فوری.

zinat

سلام به دوست بزرگوارو بسياردان من رضا عزيز/ هميشه باشی چنين که استی مهربان، با وقار، عزيزو پرغزل / زينت

هارون راعون

سلام استاد گرانقدر! يک بار ديگر تبريک عزض می دارم. سلام های مرا به همه شاعران و قلم به دستان ورجاوند بو شهر وسيله شويد . با صميميت سبز

Rahela Yar

سلام! باحضورت درکلبه ی سردم سرافرازم نموديد. ايام به کام تان باد ودرپناه خداباشید. راحله يار

Nadia

سلام و هزاران سلام به دوست بسيار عزيزم آقاي رضا معتمد . از اينکه بسيار دير آمدم پوزش ميخواهم ولی گرم و صميميانه اولين سالروز شهر غزل را مبارکباد ميگويم و نهايت شادم که هستيد و شهر روشن غزل را هميشه سبز ، پر شور و پر از ترانه چراغان ميخواهم. غزل های تان که برای من بسيار بسيار عزيز اند و با تمام عشق به اين شهر صفا ميايم.شاد باشید. دوست شما ناديه