سلامی دوباره

پيش از هر چيز برای تاخيرهای متوالی در به روز شدن شهر غزل از همه ی دوستانی که وفادارانه به اينجا سر می زنند پوزش می خواهم. متاسفانه دل مشغولی های متعدد باعث چنين تاخيری بوده است . با اين حال اميدوارم با تغيير شمایل اين وبلاگ که به همت دوست هنرمند همزبانی صورت گرفته است حال ما نيز به احسن الحال دگرگون شود و زين پس زود به زود خدمت دوستان برسيم؛ چه با غزلی ناقابل يا حرف و حديثی کوتاه يا بلند يا اظهار نظری و يا...

بنابر اين برای رهايی از قيد محدوديت مضمون؛ شهر غزل پس از اين محدود به غزل نخواهد بود. هر چند قبلا نيز با برخی نيمايی های کوتاه از جنس همين نيمايی کوتاه؛ محدود نبوده است. نتيجه اينکه «هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست» ورنه تشريف شعر و مضمون بر بالای کسی کوتاه نيست!!مقصود اينکه اگر مطلبی يا نقد و نظر درخوری نيز بود تقديم حضور دوستان خواهد شد. اما عجالتا يک نيمايی کوتاه:

 با سلام نقره فام ماه بر دريا

در شب تبدار تابستان

زير لب نام تو را با موج های خواهش و تکرار

                                                       می خوانم

حرفی از اين نامه ی سربسته می خوانی ؟

                                                          نمی بينم

در سکوت شب جوابم می دهی آيا؟

                                                      نمی دانم  

/ 65 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد عابدی

سلام آقا رضا... باز هم دلتنگ دلتنگتم...حرفی بزن عزيز... فحشی...اخمی...بدو بيراه شيرينی...چيزی بگو آخر...

مزدک

سلام شبی گل می دهی در چشمهایت برق صد فانوس می روید... کنار خاطرات خاکی ات یک جرعه اقیانوس می روید با دو غزل به روزم و منتظر نظر شما... برفراز بمانيد

سید محمد رضا هاشمی زاده

با سلام در زمانه ای که مسئولان فرهنگی استان به کارهای علمی ادبی بها نميدهند و گروهی نيز بی استدلال و منطق به جرم ذکر نام مفتون و ... بر حقير ميتازند صبر ايوب و دل دريائی ميخواهد . حمايت شما بزرگان علم و ادب ما را در ادامه اين راه خطير دلگرم تر می کند .تازه ترين اشعار بنده در قسمت گزيده شعر مطالعه فرمائيد.توفيقات خيرتان را از خدا خواستارم. دوستی و محبتتان مستدام. شعر من و مرگ فقـــرا ننــــگ بزرگــــــان اين هر سه متاعی است که آوازه ندارد

دلخون

سلام جناب معتمد با پرپرواز چشم براه شما هستم

مسعود

دختر بچه گيج گيج بود از اينهمه تناقض و حيرون مونده بود که کدوم يکي از حرف بزرگترا رو قبول کنه مثلا تا همين چند وقت پيش هر بار که دفتر نقاشيش رو خط خطي مي کرد پدرش دعواش مي کرد و ميگفت که بابا جون خط کج نکش ! يادت باشه که هميشه خط صاف بکشي ولي امروز تو بيمارستان وقتي مي ديد که هر بار بقيه مي گن که خط توي تلويزيوني که به مامانش وصل کرده بودند داره هر لحظه صاف و صاف تر مي شه ، خط پيشوني پدر کج و کجتر مي شد وبه همين خاطر ار باباش پرسيد: بابا چرا ناراحتي؟ خط صاف که بد نيست؟ چشم براه قدم های سبزتان هستم

هارون راعون

سلام دوست بزرگوار! شادم که بعد از مدتی عرض ادب می کنم. قربانت

نيايش

سلام به آقای معتمد عزیز سالگشت سوگ پیشانی سپید ادبیات جنوب را به شما وتمامی اهالی فرهنگ و هنر خصوصا شاگردان استاد بی بدیل شعر جنوب تعزیت عرض مینمایم. طرحی زیبا تر از شکل قدیم جهان - تقدیم به پیشانی سپید ادبیات جنوب" منوچهر آتشی " آی دریا دل بیا و امشب بر من رخ بنما امشب ائینه ام بیا و در من بنگر. خورشید بی نور زمستانی ام بیا و از این غروب تماشایی در تکه تکه های زنگار بسته ی این حوالی آخر دنیا طرحی بزن طرحی بزن به وسعت حواشی رویا طرحی بزن به حجم تغزل دیدارها و نامهای بی نان طرحی بزن زیباتر از شکل فدیم جهان. ۲۴/تیر ماه/۱۳۷۸ بندر بوشهر یا علی...

مسعود,ساغر

صدایشان زیباتر است لبها سرایندگان دروغ که در تنهایی یک آسمان رویاهای ابرگونه می سازند دستها لمس شان گرم است خوابهایمان را سوزانده اند چشمانت را بسته نگاه دار چهره ها رویاهایت را خواهد درید