اول سلام و بعد سلام و سپس سلام

ای عشق ای به سوی من انگشت اتهام

من آمدم که تن بسپارم به هر چه هست

من آمدم که پا بگذارم به هرچه دام

می خواهم از تو نور بنوشم علی الطلوع

می خواهم از تو دور نباشم علی الدوام

دور از تو يک درنگ صميمانه ام که زود

مانند بيت های غزل می شوم تمام

چشم مرا سه پاره لفظ تو روشنی

زخم مرا دوباره تيغ تو التيام

در من طنين گنگ صدايی است نازنين

از جنس نغمه ای که نمی دانم از کدام ،

آواز عاشقانه به گوشم نشسته است

آهوی بی قرار مرا کرده است رام

می جويم از سبوی زلال تو تشنگی

می مانم اينچنين به هوای تو تشنه کام

رسم تو نيست با من از اينگونه تا کنی

رسم تو نيست ـ البته با عرض احترام ـ

٬من سردم است٬ سردم از اين عصر بی فروغ

آتش بريز در تنم ای آتشين مرام

تابيده است  نور تو بر بقعه النبی

باريده است شور تو بر مسجدالحرام

ای عشق عاشقانه صدا می زنم تو را 

آيا مرا دوباره صدا می زنی به نام؟

****

راهی بجز گزينه تلخ سکوت نيست

وقتی نمی رسم به جواب تو  والسلام

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
صالح دُروند

سلام آقای معتمد عزیز ! غزلتون زیبا بود . البته فکر می کنم قبلآ این رو خونده بودین اما حالا که میخونمش می بینم که چیزهایی داره که با یه بار شنیدن متوجهشون نشده بودم . مثل مصرع زیبای( من سردم است سردم از این عصر بی فروغ ) . همینطور بیت شش گذشته از این که با بیت بعد به شکلی زیبا موقوف المعانی شده از قافیه ی کدام به شکلی زنده و تازه استفده شده هرچند من فکر می کنم که در چند بیت قوافی قدری کلاسیک نشسته اند . اما در کل غزل فضایی یکدست داره و فقط در آخر میتونم بگم که مثل همیشه زیباست . فعلآ تا بعد ...

تبسم

سلام آقای معتمد؛ اولامثل هميشه غزلهايتان بر دلم نشست و لذت بردم و مثل هميشه شرمنده محبت هايتان هستم و مثل هميشه یک عالمه حرف دارم و دنبال فرصتی هستم تا بنويسم. ثانیا پيام ... را بخوانید مطمئن بودم او هر جای این کره خاکی باشد نامه ام را می خواند و مثل همیشه با همان بیت همیشگی به من پاسخ می دهد. سوما من دیوانه را با زنجيری از جنس محبت به ضریح عشق بسته اند. تا روز شفا!! آخر خودم شبی دعا کردم: خدايا اکنون که عشق تمام انسانها را در دلم افکندی فرصت ابراز اين عشق را به من عطا کن. خوشا به حال گياهان که عاشق نورند و دست منبسط عشق روی شانه آنهاست.

غلومرضا

اول سلام و بعد سلام و این سپسه خوب جا نیفتاده رفیق باور بفرماین همچین خوش ننشسته البته شاید از بی سواتی ما باشه داش .غلومتیم رضا جون

Mana Aghaee

Salam Bar Aghaye Mo´tamede aziz, duste nazanin. Mesle hamishe az ghazaletan lezzat bordam. Rasti aya shoma majmuei ham montasher kardeid? Ma modatist dar weblogg neminevisam amma she´re tazei be www.lamtakam.persianblog.ir dadeam be name "agahiye hamsaryabi". Khoshhal mishavam nazaretan ra bedanam. Be omide didar.

تبسم

سلام استاد عزيز امشب خواب به چشمم نمي آيد امشب همدرد عزيزان مصيبت ديده اي هستم كه تمام وجودشان از درد و سرما مي لرزد امشب اشك من پيام همدردي است به تمام هموطناني كه دوستشان دارم.

تبسم

سلام استاد؛ دوباره سيل کلمات هجوم آورده اند به قلم ناتوانی چون من!! و پرم از رباعی های درد و سرشارم از اندوه و مويه : امشب دل هیچ عاشقی بی غم نیست/ اندوه بریدن از عزیزان کم نیست/ امشب دل ما گرفته اما جایی ـ/ دلگیرتر از خرابه های بم نیست/....... آن روز فقط...! سيزده ثانيه شد/ آن بغض زمين؛ و شهر يک باديه شد/ با اشک تو شانه های شعرم لرزيد/ تا واژه بم با غم؛ هم قافيه شد.

تبسم

سلام ايميلتان را چك كنيد.

* SARA *

salam azize delam kheeeeeeeeeeeeeeeeeyli ghashang bood age khasti be man ham sar bezan montazeram oun manam ke aasheghooneh shere cheshmaato migoftam hnooz ham khis mishe cheshmam vaghti yade to mioftam ghorbanat sara

یه دوست

سلام پر بودم از عطر تشنگي و عطش اما با اين غزل سيرابم كردي!

قطره

شعرهایتان لذیذ است باید خوردشان