قدمی در آ به تکلّمی

 

 

 

نـه طـراوتی نـه تـرنّمی نـه تـرانـه ای نـه تبسّمی


نه سرود تازه ای از لبی نه شراب کهنه ای از خُمی


نه خـرام نرم پـرنـده ای نه خروش اسب رمنده ای


نه قیام سبز شکوفه ای نه تکان خوشه ی گندمی


نه غبار غربت جاده ای نه سواره ای نه پیـاده ای


نه طـلـوع مـاه قبیله ای که سگی تکان بدهد دمی


به گمانم این شب خسته ام؛ نرسد به صبح شکسته ام


مگر این که قسمت من شود تب عاشقانه ی چندمی


دل من برای تـو می زند نفس از نوای تـو می زند


همه شب صدای تـو می زنـد به امـیـد صبح تفاهمی


به همین غـزل که به نـام تـو فقط آمدم به سلام تـو


نـنـشیـن که سیـرِ نشستنم قــدمـی در آ به تـکلّمی

 

/ 62 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدجوادغریبی

باسلام مطالب متقن و مقالات منقح و نافذ جنابعالی را از طریق جراید استان،ایضا پایگاه الکترونیکی دنبال می کنم ایام عزت مستدام

مریم سوادکوهیان

به گمانم این شب خسته ام؛ نرسد به صبح شکسته ام مگر این که قسمت من شود تب عاشقانه ی چندمی [گل]

نجمه زارعی

درود بر شما استاد گرامی دعوتید به خواندن مقاله ای در نقد کنگره و منتقدان کنگره ی شعر آتشی بزرگ دفاعیه ی مولف زنده در تقابل نابغه های هزاره حالا!! چشم براه حضور و نظر شما هستم

عابد اسماعیلی

زنهای با نام بلقیس فرزندان شش انگشت می زایند.. به روزم و منتظر نظر با ارزش شما جناب معتمد عزیز!

نورالله وثوق

مهمانیِ رویا نگاهِ واژه هایِ تان عطشناک به رنگِ قلبِ داغِ قطره ها پاک به مهمانیِ رویا پاگذارید قدمها تان به رویِ چشمِ وبلاگ ................. ِhttp://norollahwosuq.blogfa.com/

حسین میدری

هزاران هزار درود عاشقانه بر شما و واژه های شگفت اندیشتان! من و امواج خلیج و شالوها در "یک ساحل پر از شعر" با پنج دوبیتی جدید به روزیم و مشتاقانه چشم براه آفتاب مهرورزی هایتان، نقش گامهای رهنمودتان بر ماسه های خیس خاطره هامان خواهد ماند..

کریمه ملزم

سلام دوست عزیز. شعر زیبای تان منده گار است همیشه شاد بمانید