به نام ماندگار آتشی بزرگ که آواز خاک سر داد

 

گذار مرگ بر آن  چشم تابناک  افتاد<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

«پلنگ دره ی دیز اٍشکنم» به خاک افتاد 

سوار چابک اسب سپید وحشی رفت

و اسب بی نفسش در تب هلاک افتاد

نهیب حادثه در بامداد ما   پیچید

هراس واقعه در چشم های پاک افتاد

چه کرد در شب آهنگ دیگرش آن مرد

که شور شعله به دل های چاک چاک افتاد

چه با شکوه دم از اتفاق آخر زد

چقدر راحت از آشوب بیم و باک افتاد 

پرنده ای که به دیدار در فلق خوش بود

پر از غرور ولی خسته در مغاک افتاد

 

فروغ آتشی باده را مبر از یاد

به این بهانه که آتش به جان تاک افتاد

/ 37 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
monirsepas

سلام استاد عزيز و دوست گرانمايه جناب رضا معتمد! ممنون حضور سبز شما در صفحه ام و ابراز نظر تان در مورد مرگ آتشی آن شاعر بزرگ معاصر ايران چشم غزل و غزل سرا گريه ميکند. با محبت منير سپاس

zinat

استاد گرانقدرسلام ومحبت نثارتان / ديرزمانی بود حضورشما را درنگاه نداشتم خوشحالم كه تشريف آوريد و سپاسگزارم برای پيام ونقد شما / منتظرايميل ماندم ولی نرسيد/ نظريات صاحب شما را درغزلهای بعدی حتما درنظرميگيرم / با ارادت بسيار/ زينت نور

يه دوست

سلام دوست من .... خيلي خوبه كه هنوز هم بزرگان يادشون زنده است ... از مطلب زيباتون متشكر ... ولي يه نكته ... بابا تو رو خدا وبلاگتون رو به روز كنيد ... زشته ... از آذرماه تا الان .... منتظريم

جلوه

روحش شاد . خدايش بيامرزاد.تا بعد

نجوا کاشانی

سلام ، غزل غزالی بود...(( به روزم من اگر اهل نگاهی / ازين سو سر بچرخان گاهگاهی )) به اميد ديدار

محمد

سلام- ياد نامداران ارزشمدار گرامی باد - لينک شما در ويلاگم قرار گرفت- با تشکر

مهدی نقی پور

سلام.غزل خوبی بود.لذت بردم ولی خوب فقط مغاک از نظر ساخت قدیمیش زیاد سازگاری نداشت ...سال نو مبارک...

سعيد

اتشی بزرگ مرد.زنده است.چون هنر زنده است.

آتش

یافتم من یافتم من راه بیداری این افسرده باغ نیست جز بانگ کلاغ سلام و پاینده باشید بهرامی مدرس ادبیات