شناسنامه

تو را شناخته ام بی شناسنامه  و نام

چگونه ؟ با هيجان همين يکی دو کلام

همين يکی دو کلامی که می وزی بر من

به انضمام کمی لکنت و کمی ابهام

چقدر ساده سرک می کشی به خلوت من

و نرم مثل فرود کبوتری بر بام

چه نعمتی است که لب باز می کنی همه صبح

سلام ای گل زيبای نو شکفته سلام !

در اين جهان بر آشفته اين جهان عبوس

فقط نگاه تو از عشق می دهد پيغام

دوباره همسفرم باش پس چه آ سان است

عبور از اقيانوسهای نا آرام

نه دلخوشم به خيابان مه گرفته شهر

نه اين اتاقک سرد خزيده در اوهام

فقط به اينکه سلامی کنی و باز شود

زبان بسته اين شعر های نيمه تمام

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
a

زيبا بود ...زيبا

جواد

چقدر ساده سرک می کشی به خلوت من ... سلام استاد ... عالی بود .... آمدنت را به اين وبلاگ تبريک عرض می کنم ... موفق باشيد و در پناه حق

جواد

راستی يادم رفت بنويسم که پيشنهاد می کنم در پايان هر شعر نام شاعر را نيز ذکر کنيد ... با تشکر

saeed

توپ اقا توپ از ابادان شهر وفا مزاحم شدم به ما هم سری بزن

صالح دُروند

سلام آقای معتمد ! عرض خسته نباشيد و تبريک دارم استاد . غزلتون مثل هميشه بی نقص بود و زيبا . دوباره مزاحم ميشم . فعلآ تا بعد ...