در پرده ی سوز و ساز هم می خنديم

با داغ درون گداز هم می خنديم

چون لاله ی نو شکفته ای در باران

از گريه پريم و باز هم می خنديم

سلام دوستان . در روزهای اخير به علت برخی گرفتاری ها و مشکلات از جمله قطع تلفن و... نتوانستم به روز شوم. مرگ جاودان ياد، حسن حسينی شاعر و پژوهنده بزرگ معاصر ، از حوادث دردناک اين چند روز بود. روانش شاد و يادش گرامی باد.

/ 28 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
منصوره

سلام استاد. به روز شدیم...تشریف بیاورید ممنون

علی هوشمند

رضای معتمد در این ظهر نفس گیر برایت ی ام دادم جواب دریافت ننمودم ، خواستم تا خبر ترنج را به تو برسانم . به وبلاگم سر بزن و ماجرا را بخوان ... خدا یارت باد

zinat/

دوست گرامی سلام / اشعارتان مقبول است. خيلی خوشم آمد آنچه از دل برايد بردل نشيند. / من زياد پيرو وزن وقافيه نيستم من دوست دارم تا احساسم را روی صفحه بياورم البته كوشش ميكنم اگرنشد پی معنا ميروم / سپاس از شما / شعرهای تان عنوانش از تيپ مانده اما اين شعرزياد خوشم آمد (پيش از اينت گفتنی ها بود اما حال هيچ ///می نشينی با سلامی سرد و در دنبال هيچ ) / اميد كه دوستاني خوبی برای هم باشيم من خواننده هميشه گی اين وب زيبا خواهم بود/ زينت

هارون راعون

سلام دوست عزيز! خيلی از شعر ها خوشم آمد. وبلاگ تان نيز زيباست. سپاس که دروازهء ما را هم زديد. از پيام نازنين تان چشمم روشن شد. قربان صميميت سبز تان. هميشه خواهم آمد و نوشيد و مست شد. با محبت

منصوره

سلام دوبره...ان مطلب ادامه دارد...اگر شد برای اینگونه کارهایم وبلاگ دیگری می سازم...نظرتان راجع به این مطلب از دید شیعه مقبول...ولی می دانید که : نوشته من کارکتر های بی جان دارد و صرفا راوی مطلب هستند...دید چهانی تان چیست؟

منصوره

راستی ....یادم رفت تشکر کنم. بازم سر میزنم

Rahela yar

دوست ارجمند وعزيز رضا معتمد ! درود وسلام هايم نثار تان که از برکت قدم تان در خانه غریب من/ آدرس شما عزيز را بدست آوردم . شعر زيبای تان را با لذت تمام خواندم / سپاس از شما دوست . روح شاعر ارجمند حسن حسينی شاد ويادش جاودان باد . صحت وشاد باشيد.راحله يار

هارون راعون

سلام عزيز! باز هم آمدم و مست شدم. جنت ها جای حسن حسينی باد که ساقی بزم شاعران بود. قلب ما هم جريحه برداشت. هزار مرد اديب از وجود شد به عدم / که يک اديب نمی آيد از عدم به وجود ؟ با محبت

تبسم

سلام آقای معتمد! روزتان مبارک. لباس معلمی برازنده شماست. این بار مرا خیلی شرمنده کردید. چند روزیست خیلی سرم شلوغ است خیلی زیاد! و کمی هم کسالت دارم. شعرهایم هم هنوز نصفه نیمه است. تصاویری در ذهن دارم که دلم می خواهد شعر خوبی شود. مطالب زیادی دارم که فرصت تایپش را پیدا نمی کنم. ضمنا یک نامه برای پدرم نوشته ام بمانسبت روز معلم! که فردا در وبلاگم می نویسم. شاید خواندنش جالب باشد. قالب وبلاگ هم هدیه ایست از طرف یک دوست برای روز معلم! به خانواده محترم سلام برسانید.