سلام

تاخير مرا بر من ببخشاييد. اين بار هم که آمده ام، با غزلی تکراری آمده ام. از دو جهت يکی اينکه شرمنده ی دوستانی که به اينجا می آيند نباشم.ديگر اينکه اين غزل را سال گذشته در چنين روزهايی در وبلاگ گذاشتم اما متاسفانه حذف شد و می دانم خيلی از دوستانی که به تازگی مفتخر به آشنايی شان شده ام، اين غزل را نخوانده اند. دوستانی هم که قبلا اين غزل را خوانده اند، تکراری بودنش را با بزرگواری تحمل کنند.

       

        قـديـسـه ی کم حوصـله قـديـسه ی مغـرور

        ای آن که خدا خواستـه از دست منت دور

        سـوگـنـد بـه شيـرينِ لبـت می خورد انجير

        مستانـگی از چـشم تـو پـر می کـنـد انگور

        اقـبـال تــو رشـک بــت لاهـوری کـشمـير

        چـشـمـان تــو دام بـــت کشـمـيـری لاهـور

        در بـاغ غــزل ســبــز قــدم مــی زدم امـا

        شـور تـو مرا بـرد بـه دلـشـوره ی ماهـور

        از يــاد مــن آيــا بـــرود طــرز نگـاهـت؟

        تــاتــار مگر مـی رود از يــاد نــشـابـور؟

        بـرمـن بـگـذر صـبح مـرا تازه کـن از نـو

        تـا پـُـر شـوم  از لـذت آن مـسـتی مسـتور

        مـا را بـه شهادت بـرسان بـا نفس خـويش

        يک صفحه بيفـزا به غزل نامه ی منصور

        من گم  شـده ام  بـيـن دو تصـوير مجازی

        جان پاره ای ازشعروجهان پاره ای ازشور

/ 16 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرش شفاعی

سلام...غزل زيبا و قدتمندی بود...بی اغراق مدتی بود از خواندن يک غزل به اتدازه ی کار شما لذت نبرده بودم...شايد اگر در پرداخت بيت آخر بيشتر سختگيری می کردی خيلی بهتر از کار در می آمد

Rahela Yar

درود برشاعر گرامی رضامعتمد! غزل خیلی بلند وپُرمحتوای بود. فیض فراوان بردم. باعزت باشید.

رامین انوری

سلام دوست. زيبا بود. پس از بسیار انتظار چیزی تازهء‌ در این جا خواندم. آباد باشی.

zinat

سلام به استاد گرانمايه ومهربان / خيلی خيلی زيبا سروده ايد / واقعا استادانه و نغزبه شيوه ای كه خاص خودتان است. باربارخواندم وهنوزدلم هواي بازخوانی دارد/ اميد كه غزل های تازه تازه شما زود وزود بيايد چه برای چنين غزلهای انتظاردشواراست/ همين باشيد كه استيد نه كم نه زياد / زينت /

janaan

سلام. در اين كلبه تاريك جز اشك چيزي نيست. زلابلای و اژه درد خو د بيان كنم.. سايت شما زيباست .. مو فق باشيد

الحاج محمد ابراهيم زرغون

استاد گرانقدر و شاعر والامقام جناب رضا معتمد! بعد سلام ها و تحيات بي پايان حضور جناب عالي بايد عرض كنم كه جدآ از اين غزل شما بوي حضرت لسان الغيب (حافظ بزرگوار) بمشام جان ميرسد. تركيب و انسجام كلام, در مدعا و مثل زيباي اين غزل موج ميزند, چنين معلوم ميشود كه در اين غزل تحت تاثير دم گرم حضرت لسان الغيب حافظ قرار گرفته ايد. از سخن شما چنين استنباط ميشود كه مقام شعري و شاعري شما خيلي پايهً بلند دارد. خداوند سايهً شما را كم نسازد. از غيابت خود كه در گيرودار نارسايهاي صحت و سلامتي مشغول بودم معذرت ميخواهم. طول عمر وسعادت دارين بشما از بارگاه رب الجليل (ج) مسئلت مينمايم. با ارادت الحاج محمد ابراهيم زرغون

Rahela Yar

سلام بردوست گرامی رضامعتمد! ازفیض حضورتان چشمانم روشن شد. کامگارباشید

zijme

سلام استاد.واقعازيباودلنشين سروده ايدومثل هميشه پس خواندن اشعارنغزودلچسب حضرتعالی به وجدآمدم.من هم با يک مثنوی که کمی با کارهای ديگرم متفاوت است،بروزم.لطفاسربزنيد.

Mahnaz zahiq

سلام شاعر عزيز! بار اول است که به سايت دل پذير شما امدم/ از خوانش غزل تان بسيار لذت بردم. بسيار عالی!!