سلام دوستان!

«از حسرت ليلي» تازه ترين دفتر غزل اينجانب است که به تازگی توسط انتشارات شروع منتشر شده است. اين مجموعه در نمايشگاه بين المللی کتاب تهران در غرفه انتشارات شروع عرضه خواهد شد. از دوستان صاحب نظری که اين کتاب را مطالعه می فرمايند انتظار دارم از نقد و ديدگاههای ارزشمندشان بی نصيبم نگذارند.   

/ 40 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آفتاب آبی

سلام استاد خوبم /. کتاب از حسرت لیلی شما را خواندم و خواندم و خواندم ... / و همراهم است و به دوستانی که گه گداری کارهایشان را برای گپ دوستانه ! می آورند هم پیشنهاد می دهم مطالعه آن را / و برای دوستان می خوانم ... ولی همه غزلها یک طرف و غزل پشت دیوار همین خانه هم برای من یک طرف ... دست سرشار از تجربه شما را می بوشم استاد / برایمان دعا کنید .

راحله یار

درود بررضا معتمدگرانقدر! ازحضور وابراز نظرارزشمند تان منتگزارم. امروز دوبار اينجاآمدم پيامخانه باز نميشد تااز حضورتان سپاس بگویم وهم از ديرآمدنم عذر بخواهم. طرح تازه قالب وبلاگ تان هم مبارک باشد. کامگار باشيد.

مسعود

سلام لوگوي جديد و عكس و ... مبارك باشد خوشحال مي شوم بيائي

ح. ورسی

دوست محترم سلام ! با نوشته ء جدیدی زیر عنوان " کلام حافظ ، ناب ترین اسرار عشق ومعرفت " در خدمت هستم. با عرض حرمت.

مجید عابدی

سلامی از سر رضا...! دفتر از حسرت لیلی را هنوز ندیده ام اما ندیده برگهای دفاعیه ی غزل امروز را در آن تماشا کرده ام . چه میان باروی شهر غزل معتمدی مطمئن نشسته است...

قاسمی

سلامی گرم به آقای معتمد عزيز! اينجا مجال باز کردن دلخوری های گذشته نيست و تنها آمدم تا عرض ادبی کرده باشم و وبلاگتان را ببينم. با وجودی که خيلی اهل شعر و شاعری و اين بحث ها نيستم؛ اما بیش از ۱۰ دقیفه در این وبلاگ متوقف شدم تا غزلهای انصافا زیبایتان را مرور کنم. (بـهار شـوق شگفـت تـو را به جـانـم ریـخـت...) بیشتر از همه به دلم چسبید. راستی به پاس دوستی مان، لینک (شهر غزل) را در (بوشهر اسپورت) دادیم. موفق باشید؛ آقای معتمد!

انصاری نژاد

سلام استاد معتمد عزيز از حسرت ليلی در وبلاگ آدينه معرفی شد سر بزنيد خوشحال می شوم سبز وسربلند باشيد

حبيب

سلام . باغزلی برای نیمای غزل ، حسین منزوی به روزم .... یاعلی

سلام استاد با يک غزل تازه به روزم

درد جاودانگی(عاشوری نژاد)

سلام بر شاعری که غزل را زندگی می کند . تو ايينه ای که اگر شاعران ديگر خود را در سلوک شعر تو زندگی کنند شعر ما از حاشيه دوباره به متن زندگی برمی گردد اما افسوس ...